هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.
*
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.
*
۱- گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن وگرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه
*
۲- می گن پول چرکِ کفِ دسته؛ دستِ ما هم که کلا آنتی باکتریال!
*
۳- مدرسه: سه سیب داریم، دوتای دیگر از علی می گیریم، حالا چندتا سیب داریم؟
مشق شب: اگر یک هندوانه سه کیلویی را بین پنج نفر تقسیم کنیم به هر یک چه مقدار می رسد؟
امتحان: علی ۱۲ موز دارد، قطار او هفت دقیقه تاخیر دارد، وزن خورشید را حساب کنید!
*
۴- ترمینال همون ترمینالِ اما رفتن کجا و اومدن کجا
*
۵- حتی مزخرف ترین چیزهای ممکن بعدها به خاطره های شیرین تبدیل میشن
مثلا صدای مودم دایل آپ موقع کانکت شدن
*
۶- ملت فکر می کنن در اتاقای ما، مثه در یخچال خود به خود بسته میشه، پشت سرشون نمی بندنش
*
۷- هر کس به طریقی دل ما می شکند! اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی، آفرین.
*
۸- اوضاع اونقدر عجیبه که هر کسی از هر دهه ای هست فکر می کنه جزو نسل سوخته است!
*
۹- بعضی وقتا دلم واسه مامانم می سوزه وقتی میام تو اتاقم و غرق دنیای مجازی میشم و اون تنها نشسته تلویزیون می بینه. چه نسل بی عاطفه ای شدیم ما
*
۱۰- همیشه دود سیگار به سمتی میره که نمی خوای، دقیقا مثل مسیر زندگی ما…
*
۱۱- ای کاش الانم مثل بچگی بزرگترین نگرانیم این بود که وقتی آدامس می خرم عکسش تکراری نباشه…!
*
۱۲- وقتی این نوشته های سوزناک بعضیا رو می خونم که از رفتن عشقشون دارن پرپر میشن،
دلم می خواد برم عشقشونو پیدا کنم،
دوتا بزنم تو گوشش، بگم الاغ! داری می کشیش بدبختو!
برگرد!
*
۱۳- در تاریخ تنقلات همه جور آدمی داشتیم از آدم نابغه های که بستنی رو اختراع کرد تا اون آدم نادونی که تخمه ژاپنی رو به آجیل اضافه کرد.
*
۱۴- به علت گرانی بانک مرکزی به مناسبت روز مرد کارت های آفرین صد آفرین و هزار و سیصد آفرین همسر خوب و نازنین چاپ کرد
*
۱۵- پیرمردهای ۹۰ ساله هم توی جمعشون به همدیگه میگن «بچه ها»
*
۱۶- یه آهنگ توی پلی لیستت هست که همیشه ازش رد می شی اما هیچ وقت پاکش نمی کنی
*
۱۷- انگیزه چک کردن میس کال ها:
پنج درصد اهمیت کسی / کسانی که تماس گرفتن
۹۵ درصد خلاص شدن از اون آیکون اعصاب خردکن نشون دهنده میس کال
*
۱۸- رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، سه چهار سالش بود، دیوار راستو می رفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچگونه گفتم: خاله دون، چن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم می گی خانومه خوججل؟
چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: خب مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی…!
*
۱۹- خواستم خونه عشقو تو قلبت بسازم اما شهرداری مجوز نداد!
*
۲۰- فک کنم مسئولان یوفا و فیفا با مسئولان دانشگاه ما هماهنگ کردن که از روز شروع فرجه ها همه بازی های مهم فوتبال رو شروع کنند و اختتامیه اش هم همزمان با اتمام امتحانات ماست.
*
۲۱- این عذاب وجدان گرفتن ها در روزای آخر تعطیلات کاملا نرمال و از علائم سلامتی دانشجویان و دانش آموزان است.
*
۲۲- هر امتحانی سه فاز دارد: فاز فرجه ها که عموما به فنا می رود
فاز ایام امتحانات که عموما به فکر کردن راجع به راهکارهای تقلب می گذرد
فاز بعد از امتحانات که به پاچه خواری اساتید و التماس سپری می شود
*
۲۳- راوی قصه عاشق دخترک شده بود، قصه را طول می داد تا شاهزاده قصه کمی دیرتر برسد
*
۲۴- یادمان باشد اگر قاطرمان تنها شد، طلب عشق ز هر کره الاغی نکنیم
*
۲۵- خرخون مجرم نیست، بیمار است. بیایید با خرخون ها مثل بیماران رفتار کنیم…! (ستاد حمایت ار بیماری های خیلی خاص)
*
۲۶- تو «اسم فامیل»، سر غذا دعوامون می شد می رفتیم پیش بزرگترها تاییدیه می خواستیم که مثلا شهادت بدن گیلاس پلو داریم یا نه!
موز پلو حتی…!
*
۲۷- لیوان آب باس شعور داشته باشه وقتی از بیرون میای و پهن زمینی خودش بیاد بگه منو بخور، این دانشمندا چه غلطی می کنن من نمی دونم
*
۲۸- بچه که بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا … خانوم رضایی،
می گفت: شما … ما هم می گفتیم: ما؟
می گفت: بله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقب تر بشین!
مام می رفتیم عقب. بعد می گفت: یکم عقب تر!
ما هم تا نزدیکای در ورودی می رفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده!
یه همچین اسکلایی بودیم ما…
*
۲۹- وقتی پنج ثانیه قبل از آلارم موبایل بیدار می شم و اونو خاموش می کنم احساس می کنم بمب خنثی کردم
*
۳۰- من همه کتابامو دو دور کامل خوندم، تو چطور؟ (ستاد ایجاد وحشت میان دانشجویان در فصل امتحانات)
*
۳۱- مقدار تعطیلی بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
عمرا وقتی تعطیل می شی بشینی درس بخونی
*
۳۲- ما بچه بودیم یه بازی بود به نام: «همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» … صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت!
*
۳۳- استاد: وقتی بزرگ شدی چه می کنی؟ شاگرد: ازدواج! استاد: نخیر منظورم اینه که چی میشی؟ شاگرد: داماد! استاد: اوه! منظورم این است که وقتی بزرگ شدی چی به دست می آری؟ شاگرد: زن! استاد: ابله! وقتی بزرگ شدی برای پدر و مادرت چی می گیری؟ شاگرد: عروس می گیرم! استاد: پسر جان پدر و مادرت در آینده از تو چه می خوان؟ شاگرد: نوه!
*
۳۴- Vincenzo Delafonte: در جهان سوم رمز موفقیت پنهان کردن منابع کسب اطلاعاته
*
۳۵- وسط میدون تجریش احساس کردم یه مردی تو فاصله ۲۰ متریم زل زده بهم و داره میاد سمتم، منم چشم تو چشم شدم و به مسیرم ادامه دادم، بهم رسیدیم و یهو دستشو کرد تو کیفش و یه کاغذ داد دستم، آگهی کاشت مو بود. اولش خیلی بهم برخورد اما بعدا گفتم طفلکی چقدر منتظر یه کچل بوده که رد شه
*
۳۶- فرقی نداره کسی که باهاش حرف میزنی، پلی تکنیک می خونه یا آزاد رودهن. از نظر خودش سختگیرترین استادا و بالاترین سطح علمی رو دانشگاه اونا داره
دانلود هیئت هفتگی حاج مهدی اکبری ۱-۸-۹۲
حاج مهدی اکبری - تا علی اکبر فرخنده گشت روان جانب میدان(زمینه)
حاج مهدی اکبری - دل منو تو خون نکن چشای منو گریون نکن(شور)
حاج مهدی اکبری - بوی احساس بوی یاس شمیم بندگیمه(شور)
سلام
برنامه
بدرقه فاطمیه سال نود و دو
حرکت دسته عذاداری یکشنبه بیست و پنجم فروردین ساعت ۱۶ از میدان فردوسی به سمت میدان امام خمینی ره
مداحان حاج عبدالرضا هلالی. حاج حسین سیب سرخی. حاج مجید بنی فاطمه
سایت برای دانلود مداحی و روضه برای ایام فاطمیه www.delsokhtehgan.ir
جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر مهربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو” که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند. با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن، در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.
Pauolo
نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید : پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را یک خط در میان بخواند. !
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید
آیا نمیدانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانهای از آنان پنهان شد نشانهی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستارهای از ایشان غروب کرد ستارهی دیگر طلوع نمود.
۱. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.
۲. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.
۳. عهد میکنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است ]و حق خداست[ از مال خود خارج کند، از فتنهی گمراهکننده و رنجهای ظلمانی در امان باشد.
۴. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.
۵. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یکدل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.
۶. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر میزند و خبر آنها به ما میرسد.
(توقیع به شیخ مفید)
۷. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.
۸. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.
(توقیع به ابن ابیغانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)
۹. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمیکنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس میخواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند ؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.
۱۰. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین میکنند "دروغگو " هستند.
۱۱. در مسایلی که روی میدهد به فقهاء مراجعه کنید ؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان.
۱۲. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.
۱۳. درباره چیزهایی که به درد شما نمیخورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شدهاید خود را به سختی نیاندازید.
۱۴. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.
(توقیع به اسحاق بن یعقوب)
۱۵. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.
۱۶. آیا نمیدانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانهای از آنان پنهان شد نشانهی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستارهای از ایشان غروب کرد ستارهی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.
(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)
۱۷. آیا نمیدانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمیگردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.
۱۸. مردم پیروی از خواهشهای نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار مینمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند … و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.
به نقل از جهان
فقط برای خنده